کانون دفاع از حقوق کودکان

    http://www.kdkoodakan.com         email : koodakan@ymail.com       iran-sanandaj 

مصاحبه و گفتگو

گفتگو با روناک مرادی از پزشکان ژیلا ایزدی در بیمارستان شهرستان مریوانصوتي


 

مصاحبه با مردم شهرستان مریوانصوتي


 

مصاحبه با دانشجویان شهرستان مریوانصوتي


 

مصاحبه با دانشجویان شهرستان مریوانصوتي


 

مصاحبه با سعدیه محمدی از اعضای شورای شهرستان مریوان در دفاع از ژیلا و بحتیارصوتي

 

            مصاحبه

 

مصاحبه با فاطمه زماني درمورد ملا قات اخير كانون دفاع از حقوق كودكان با ژيلا ايزدي


در ادامه ي فعاليتهاي كانون دفاع از حقوق كودكان براي دفاع از زندگي  ژيلا ايزدي و برادرش بختيار روز دوشنبه16/ آذر ماه 83  فاطمه زماني  پس از يك ماه تلاش وپيگيري مستمر همراه ديگر اعضاي كميته ويژه دفاع از زندگي  اين كودكان  موفق شدند كه با ژيلا در خانه سلامت سازمان بهزيستي سنندج ملا قات كنند .  از  فاطمه زماني در مورد فعاليتهاي كانون براي نجات ژيلا وبرادرش همچنين  موانع ومشكلات مربوطه پرسيديم . ايشان ابراز نگراني كردند وگفتند هنوز ما تنها هستيم ؛ تشكلهاي ديگر بايستي به ما مي پيوستند وكمك ميكردند اما يا آنها فقط دنبال سوژه خبري بودند يا سكوت كردند . ما انساني ترين تلاشهاي خود را انجام داده ايم و بازهم اميدواريم كه بتونيم ژيلا  و صدها قرباني ديگر همچون ژيلا  را ياري دهيم .

-         خانم فاطمه زماني براي ارتباط با ژيلا وبرادرش وكمك به آنها تا به حال چكار كرده ايد؟

كانون ازهمان روزهاي اول ماجراي دستگيري اين بچه ها؛ با حساسيت ونگراني زياد وضعيت زندگيشان را پيگيري كرده است . ما مجموعه اي اقدامات را در اين رابطه در دستور كارخود واعضا قرار داديم.  تا حد امكان اخبار آن را جهت تنوير افكار عمومي وجلب حمايت بدون هيچ غل وغشي به اطلاع رسانده ايم. ما سعي كرده ايم بدور از هرگونه غوغا سالاري وتنها با هدف نجات و كمك به اين كودكان هر كاري را انجام دهيم . علاوه برا اينها ما تحت فشار بوده ايم . ما درجامعه اي  هستيم كه زندگي دختر بچه اي مثل ژيلا مورد تعرض وتهديد است با اين وضع حالا بيا و از ژيلا  وبرادرش حمايت كن . يك دنيا توهين ، تحقيرو سرزنش نثار ما شده . كثيف ترين و عقب مانده ترين جريانات وافراد به ما توهين كردند وآنچه را كه شايسته ما نبود به ما نسبت دادند. ما را تهديد كردند تا ازفعاليت انساني خود دست برداريم . ادارات و بعضي از مسولين نامه ها و مكاتبات ما را يا بي جواب گذاشتند ويا تحويل نگرفتند. براي هر تلاش ما بهانه اي تراشيدند و هزار راه وريسمان ديگر به ميان آوردند؛ تا ما را خسته كنند. آنچه براي ما مهم بود زندگي اين كودكان است ژيلا و برادرش زير 18 سال هستند . بايد همچون يك كودك با آنها رفتا رشود بايد حقوق اين كودكان رعايت شود ما به نقض حقوق اين كودكان معترضيم . از حقوق اينها دفاع ميكنيم از نظر ما هيچ امري نمي تواند عاملي باشد براي پوشش دادن خشونت و تعرض به حقوق كودكان . براي ما ژيلا وبرادرش مثتثني نيستند .  به همين خاطر تا به حال هيچ توجيهي را نپذيرفته ايم ومصمم به تلاش خود ادامه مي دهيم. اگر ما كم مي آمديم شايد امروز نه ژيلايي بود ونه بختياري تا تلاش كنيم آنها را ملاقات كنيم. ما تا به حال ده ها نامه به مقامات و مسولين مربوطه نوشته ايم . بيش از شصت مورد نشست و ملاقات حضوري با مسولين وكارمندان بهزيستي در مريوان مسولين خانه سلامت سنند ج ، مددكاران وكارمندان بهزيستي سنندج ؛ رييس دادگستري مريوان ، ملاقات باخانواده اين كودكان ومدد كاري به آنها ، تلاش براي  ايجاد ارتباط  ژيلا و بختيار با پدر ومادرش . مذاكره با مديرامور اجتماعي بهزيستي وغيره داشته ايم بطور مرتب براي اينها لباس ، پوشاك و وسايل بهداشتي تهيه وبه آنها رسانده ايم.  همه اين تلاشها به منظور نجات و فراهم كردن يك وضعيت مناسب براي زندگي اين كودكان است .      

-         خانم فاطمه زماني چگونه توانستيد با ژيلا ملاقات كنيد لطفا توضيح دهيد ؟

همان اولين روزهايي كه كميته ويژه مسئله را پيگيري كرد رييس دادگستري مريوان به اعضاي كميته گفتند كه شما مي توانيد با ژيلا وبرادرش بدون هيچ ممانعتي ملاقا ت داشته باشيد. اما وقتي كه به خانه سلامت شهر سنندج اعزام شدند وآزاد زماني دبيركانون  همراه چند نفراز اعضاي كميته براي ملاقات با اينها به خانه سلامت مراجعه كردند مسولين در انجا به بهانه هاي  گوناگون از ملاقات جلوگيري ميكردند. اما با پيگيري جدي دبيركميته وتجمع اعضا در جلو خانه سلامت ملاقات با ژيلا وبختيار انجام گرفت. اما پس از آن مورد؛ ملاقات كانون را منوط به دستورات كتبي رييس امور اجتماعي بهزيستي كردند كه هرگز ايشان موافقت نكردند. تلاش ها و نامه نگاري كانون با مسولين ادامه داشت آنها حتي از دريافت نامه هاي ما سر باز مي زدند. مي خواستند ما را نا اميد كنند .  خسته شويم . ما هدف اينها را خوانده بوديم. تلاش خودمان را بيشتر وبيشتر مي كرديم . روز 24 آبانماه  پدر ومادر ژيلا وبختيار به دفتر كانون در شهر سنندج آمدند و ژيلا وبختيار را ملاقات كردند. روز دوشنبه گذشته 16 آذرماه من همراه جمعي از دوستان فعال كانون به دفتر خانه سلامت رفتيم وبا تلاش ومذاكره زيادي اونها را قانع كرديم كه با ژيلا ديدار كنيم  اين ديدار به مدت سه ساعت طول كشيد . كارمندهاي خانه سلامت در طول ملاقات همه ما را زير نظر داشتند واز ما مي خواستند كه بايد با صداي بلند با همديگر صحبت كنيد تا بشنويم !

-         عكس العمل ژيلا  هنگام  ورود شما به خانه سلامت چگونه بود؟

 فاطمه زماني : ژيلا به سوي ما دويد  ما او را درآغوش كشيديم هم خوشحال شديم وهم گريه كرديم، بچه هاي كانون دورش حلقه زدند وبه صحبت هايش گوش دادند و گريه كردند. بچه ها تحمل صحبت هاي مظلومانه ژيلا را نداشتند.

- خانم فاطمه زماني ؛  ژيلا به شما چي گفت ؟

گفت: من خيلي مي ترسم، اينها حرفهاي منو گوش ميكنن . راحت نيستم تا همه چيزمو بگم. ژيلا گفت : هر جوري شده منو ببريد بيرون . دارم مي پوسم . شنيده ام  پدرم منو راه نمي ده چكاركنم؟!  ژيلا خطاب به اعضاي كانون گفت : من ديگه بي كسم ، تنها شما رو دارم ، منو ول نكنيد. من به كمك شما .....

وقتي كه بچه ها ازاو پرسيدند كه اوقات شما چگونه ميگذرد ؟ گفت : با بد بختي

ژيلا گفت : ميخوام درس بخونم  متفرقه امتحان مي دم  .

اعضاي كانون از كارمندان خانه سلامت خواستند كه وي را به مدرسه ببرند تا درسهايش را بخواند اين درخواست قبلا هم از طرف ژيلا و كانون مطرح شده بود اماآنها از پاسخ دادن به آن سرباز مي زنند.  من ازآنها خواستم كه ژيلا را آزاد كنند كه كانون اورا به مدرسه ببرد و در صورت لزوم براي ايشان معلم و كلاس فراهم كند هنوز هيچ جوابي در اين را بطه دريافت نكرده ايم.

-         ژيلا در مورد اينكه اگر پدرش وي راتحويل نگيرد چه مي گفت ؟

   فاطمه زماني : ژيلا اصمينان دارد كه كانون او را حمايت مي كند وهر با ركه ما موفق به ملاقات با ايشان شده ايم گفته است" كه منو تنها نگذاريد" . ما هركمكي كه در توانمان باشد در حق ايشان انجام مي دهيم .

-          خانم زماني امكانات كانون در چه حدي است آيا مي توانيد ملزومات زندگي ژيلا را فراهم كنيد؟

راستش بگم ما هيچ امكاناتي نداريم . كانون حتي ساختماني براي انجام  فعاليتهاي خود ندارد وتا به حال قادر به فراهم كردن آن نشده ايم . اما  دبيرخانه ي  كانون با اين وضع هم؛ برنامه هايي براي حمايت از ژيلا وديگر كودكان تدارك ديده است . با هرآنچه كه داريم از ژيلا حمايت مي كنيم اگر خودمون از گرسنگي بميريم نمي گذاريم به ژيلا تلخ بگذرد. براي جلب حمايت هم به هر دروديواري مي كوبيم . همه نهادها و انسانهاي  كودك دوست را به حمايت مي خوانيم . ميدانيم كه راهي را كه برگزيده ايم بسيار دشوار است اما به نظرما سهل آيد!

-         خانم زماني شما فكر مي كنيد با اين وضع مي شود كاري كرد؟

ببين من در اين مورد خوشبين ام . همون اول هاي تلاش براي دفاع از جان اين سه كودك ديگران مي گفتند" كه كاري نمي شود كرد ژيلا وبختيار اعدام ميشوند وتلاش شما بيهوده است" ما گوش نداديم براي نجات اينها كوشش كرديم. مي بيني كه اين كودكان هنوز زنده اند حالا هم گرچه وضعيت بسيار خوبي از نظرمالي نداريم ولي نااميد نيستيم . بزرگان مي گويند" انسان بخاطر آرمانها وآرزوهايش زندگي مي كند" ما هم آْرزوهاي بسياري داريم  يك آرزوي كوچك وشايد كودكانه ي ما آزادي و تامين آسايش براي ژيلا  وبرادرش است، خوشحال مي شويم اين كودكان بتونند راحت به زندگي خود ادامه بدهند وكسي كاري به كارشان نداشته باشد . بقولي مي گويند "از اين ستون تا اون ستون فرجي است" من معتقدم فاصله ي اين ستون تا اون ستون مي شود كاري كرد كارستان.

-  درمورد خانواده ژيلا كه شما با آنها ملاقا ت كرده ايد بنظر شما آنها از برگشتن ژيلا به خانه ممانعت مي كنند ؟

 فاطمه زماني : راستش من در اين رابطه نمي توانم دقيق جوابي داشته باشم زيرا رفتار آدمها بسيار پيچيده است و هرلحظه امكان دارد تصميم بر اثر دخالت يك عامل جديد عوض شود. آنچه من دريافته ام اين است كه پدرش به هرعلتي نمي خواهد ژيلا را به خانه ببرد و تلويحا در گفتگوهايش با ديگران به اين موضوع اشاره كرده است  شايد او مي ترسد از دخالت فك وفاميلش ويا فشارهاي فرهنگي وغيره .  دبيركانون و اعضاي كميته ويژه هم اعتقاد دارند كه براي مصون نگه داشتن ژيلا وبرادرش از هرگونه آسيبي ، به مصلحت نيست كه به خانه برگردند. رايزني هاي ما با خانواده وبستگانش دراين رابطه به منظور كاهش جو عصبيت و غرض ورزي كور بر عليه اين كودكان است . ما تاكنون تلاش كرديم فضا را مثبت تر نماييم . به نظرمن هنگاميكه كه اين كودكان از خانه سلامت رها شوند . خطر بيشتر مي شود وما وارد يك مرحله حساس تر در حمايت ودفاع از اين كودكان مي شويم . كه به مراتب سخت تر وهزينه بردار تر است. بايد توجه داشت كه حالا دولت با هر وضعيتي مسئول جان اين بچه هاست . ولي رها كردن اين بچه ها بسيار خطرناك است . امكان هرنوع تهديدي براي قصد  جان اين بچه ها منتفي نيست. از همين حالا بايد شرايطي فراهم شود هرزماني كه رها شدند زندگي اينها در امان باشد. من از همه مردم غزيز ازهمه ان جي اوها و سازمانها ي بشردوست مي خواهم  ما را براي تامين امنيت وايجاد محل مناسب براي اين كودكان ياري دهند.

-         خانم زماني مي توانيد  از فعالين كانون كه شما را در اين ملاقات همراهي كردند نام ببريد؟ واگر پيامي داريد بفرماييد؟

 بلي خانمها شراره خاتوني مسئول كميته محلات كانون در سنندج . روژين فتحي عضوكميته تبليغات واز اعضاي فعال كانون . قدريه احمدي عضو كانون . آزاد زماني دبيركانون . من از همه ي عزيزاني كه تا هم اكنون به هرنحوي ما را همراهي كرده اند و از هر طريق ممكن ما را مورد توجه وحمايت بي دريغ خود قرار داده اند صميمانه تشكر ميكنم . اميدوارم كه اين حمايتها و تلاشها ادامه داشته باشد.

       83/9/17

 

 

            گزارش

 

کانون دفاع از حقوق کودکان به تلاش خود برای دفاع اززندگی ژیلا و برادرش ادامه میدهد.


در ادامه فعالیتهای کانون دفاع از حقوق کودکان و کمیته ویژه دفاع از زندگی ژیلا ایزدی ، نوزاد و برادرش بختیار امروز چهار شنبه، 2004/10/27 جلسه ای در محل خانه تشکل های شهر سنندج در حمایت از این کودکان تشکیل شد. در این جلسه که جمعی از اعضای تشکل های غیر دولتی شرکت داشتند . ابتدا آزاد زمانی دبیر کانون در دفاع از زندگی این سه کودک سخنرانی کرد و گزارشی مفصل از فعالیتهای کمیته را برای حاضرین تشریح کرد. همه تشکل ها و مدافعان حقوق کودک را به حمایت فرا خواند. سپس آقای منصور رحمانی یکی از اعضای خانه تشکل ها در دفاع از زندگی ژیلا و برادرش صحبت کرد و به تشریح وضعیت فرهنگی و سنتهای دخیل در احکام سنگین همچون سنگسار و اعدام پرداخت . منصور رحمانی حمایت خود را از اقدام انسانی کانون اعلام کرد. سپس خانم دیبا علیخانی دبیر کانون دفاع از حقوق زنان و عضو فعال کمیته در دفاع از این کودکان صحبت کردند و به انتقاد از سیستم آموزشی معیوب و نا کارآمد پرداخت و گفت مشکلات و پدیده های اجتماعی زاییده مناسبات اقتصادی اجتماعی است . بزهکاری کودکان و خشونت بر کودکان محصول مناسبات نابرابر است. سپس بیانیه کمیته ویژه برای حاضرین خوانده شد . در پایان همه حاضرین پشتیبانی خود را از فعالیتهای کانون اعلام کردند. و آدرس کانون را برای انجام همکاری از فعالان کانون دریافت کردند.

 

            گزارش

 

روز چهار شنبه، 2004/10/27 از ملاقات فعالین کانون با ژیلا ممانعت به عمل آمد .


اعضای کانون دفاع از حقوق کودکان و کمیته ویژه به منظور ملاقات و حمایت از ژیلا و برادرش به مدت سه ساعت در محل خانه سلامت تجمع کردند . مسئولان خانه سلامت به تقاضای فعالین کانون برای ملاقات و تحویل مواد خوراکی و لباس به ژیلا جواب رد دادند. طبق آخرین خبر که از کارمندان محل نگهداری ژیلا به ما رسیده است وضع جسمی و روحی ژیلا خوب نیست .

 

            گزارش

 

* روز یکشنبه سوم آبان ماه مسئولین خانه سلامت سنندج از ملاقات اعضای کانون دفاع از حقوق کودکان با ژیلا ایزدی و برادرش بختیار ممانعت کردند.

* اعضای کانون از ساعت 9 صبح تا 2 ظهر در جلو درب خانه سلامت تجمع کردند.

* اعضای کانون دسته های گل و شیرینی و پوشاک را برای ژیلا با خود آورده بودند.

* ژیلا خودش از پشت شیشه های خانه سلامت با تکان دادن دست هایش اعضای کانون را استقبال میکرد .

* مدد کاران به دستور مسئول خانه سلامت ژیلا را از پشت شیشه ها عقب کشیدند.

* مذاکره چند ساعته با رییس خانه سلامت و مدیر امور اجتماعی بهزیستی برا ی ملاقات اعضای کمیته با ژیلا و برادرش بی نتیجه ماند.

* بنا به درخواست مکرر ژیلا برای ادامه تحصیل کانون تلاش میکند که ایشان به مدرسه اش برگردد وبه زندگی خود بدور از هرگونه تهدید ویا سرزنشی ادامه دهد.

* یکی از مسئولین خانه سلامت گفت : مدارس ژیلا را به علت بزه هکار ی نمی پذیرند. ژیلا چون 13 سال دارد ممکن است در مدرسه بزرگسالان هم پذیرفته نشود.

 

            گزارش

 

* اعضای کمیته ویژه دفاع اززندگی ژیلا ایزدی ، نوزاد و برادرش بختیار امروز شنبه دوم آبان با بختیار وژیلا دیدار وملاقات کردند.

 * ژیلا در حالی که گریه میکرد اعضای کانون را در آغوش گرفت .

 * ژیلا گفت : من میخوام زندگی کنم . من میخوام درس بخونم . دوست دارم برم خونه ؟! من دوست ندارم سرزنش بشم . بازپرسی بشم.

* ژیلا گفت : من را تو دادگاه 55 ضربه شلاق زدند.

* بختیار گفت : خسته ام اعصابم خوردشده میخوام زندگی کنم مدرسه برم .و... کی به داد ما میرسه ؟

* بختیار گفت : سه ماه وبیست روز در بازداشتگاه بوده ایم .

* اعضای کانون با مدد کاران محل زندگی ژیلا و بختیاردر رابطه با کمک به آنها و نجات و تامین امنیت جانی آنان مشاوره و گفتگو کردند.

* ژیلا در پایان ملاقات گفت : من راتنها نگذارید! من کمک میخوام .

* ژیلا در محل خانه سلامت دختران وبختیار درمحل خانه سلامت پسران شهر سنندج بسرمیبرند.

* اعضای کمیته دفاع از زندگی این سه کودک مصمم است تا برگشت آنان به محل زندگی خود یا هر جایی که دوست دارند زندگی کنند تلاش خود را ادامه دهد.

 

            گزارش

 

گزارشی از فعالیتها ی کمیته ویژه دفاع از زندگی ژیلا ایزدی ، نوزاد و برادرش بختیارایزدی .


 در ادامه فعالیتهای این کمیته برای دفاع از زندگی این سه کودک روزچهارشنیه 29 مهرماه با همکاری اعضای کانون دفاع از حقوق کودکان شهر مریوان، تلاش وسیعی برای دستیابی واطلاع دقیق از پرونده و تنویر و تشویق افکار عمومی برای دفاع از زندگی آنان آعاز شد.

 

اهم فعالیتها :

* دادن مشاوره در مورد حقوق کودکان و مشورت با بستگان و نزدیکان این سه کودک

* تشکیل جلسه با تشکلهای مردمی و شخصیتها ی صاحب نفوذ وجلب همکاری آنان برای دفاع از زندگی این سه کودک

* مصاحبه و تحقیقات درمورد وضعیت این کودکان در مدت بازداشت آنها

* مراجعه به دادگستری مریوان و پیگیری پرونده ، و تلاش برای اطلاع از حکم و وضعیت زندگی کنونی این سه کودک .

* بررسی چگونگی وضع حمل و شرایط دوران بارداری ژیلا و تحقیقات از محل زایمان بیمارستان مریوان

* تشکیل جلسه با مسئولین مهد کودک بهزیستی و مدد کارانی که در این دوره با ژیلا ، نوزاد وبرادرش در تماس و مساعدت بوده اند.

* تشکیل جلسه با یکی از اعضا شورای شهر مریوان در رابطه با دفاع از زندگی ژیلا و برادرش.

* تماس با اساتید دانشگاه پیام نور مرکز مریوان و دانشجویان رشته های مختلف و مشورت و رایزنی و اتخاذ تصمیماتی برای دفاع از زندگی این سه کودک در شرایط فعلی و آینده .

* حضور در خانواده ایزدی و جلب اعتماد آنها و اعلام همکاری کانون برای حمایت و مساعدت و مهیا کردن شرایطی مناسب برای برگشتن این کودکان به آغوش خانواده شان.

* مصاحبه با اقشار مردم شهرمریوان در مورد حمایت از کودکان آسیب دیده

خلاصه ای از رویداد:

 

طبق توضیحاتی که مادر وپدر ژیلا دادند در تیرماه 83 ژیلا بیمار میشود و همراه مادرش جهت معالجه وآزامایش به بهداشت محل بهداشت شماره 2( شهید قندی ) مراجعه میکند در بهداشت کارمندان خانه بهداشت خلاف میل ژیلا و مادرش و بدون اطلاع آنان به نیروی انتظامی از طریق تلفن اطلاع میدهند و نیروی انتظامی محل سراغ ژیلا را گرفته و او را با مادرش به کلانتری میبرند. وبا محل کار پدر ش تماس گرفته وبه ایشان میگویند که زود خودش را به کلانتری رسانده وبه داد دخترش برسد. مادرش هرچه گریه و زاری میکند که ما آبرو داریم و بگزارید برویم خانه، خواهش وتمنای ایشان به جایی نمی رسد. پدرش به کلانتری میاید ودر انجا در مورد اینکه ژیلا آبستن است باخبر میشود . سپس بختیار که از کار برمیگردد ( کول برمرزی) درمیان راه دستگیر میشود . پرونده به دادگاه ارجاع میگردد. ژیلا و برادرش در بند نوجوا نان به مدت ۳ماه و بيست روز زندانی میشوند. ژیلا طبق گفته پرستاران اطاق زایمان در تاریخ 8/6/83 برای وضع حمل به محل زایشگاه بیمارستان همراه مدد کاران زندان آورده میشود. و آنجا نوزادی سالم به دنیا می آورد . بعد نوزاد از ایشان جدا شده و به شیرخوارگاه نوزادان در بهزیستی تحویل داده میشود . پرونده این کودکان با دفاعیات دو وکیل بنام های آقای مختار یعقوبی و اقای ادمن پس از بررسی در شعبه یک عمومی مریوان به شماره دادنامه 2085 کلاسه 9229/83 بتاریخ 14/7/83 دادگاهی میشوند ودر حکم صادره آمده است : طبق ماده 64 قانون مجازات اسلامی حکم زنا منوط به آگاهی زاناو وزانیه بوده وبا توجه به جهل متهمان حکم تبرئه صادر میگردد. با عنایت به گزارش نیروی انتظامی بزهکاری آنها در حد رابطه نامشروع محرز دانسته هرکدام به 55 ضربه شلاق تعزیری محکوم میشوند. حکم در مورخه 13/ 8/83 به وکلاء و متهمین ابلاغ میگردد و تا کنون هیچ اعتراضی به صدور حکم نشده است. ژیلا و برادرش به خانه سلامت بهزیستی اعزام شده اند .
 

 

            مقاله

آزاد زمانی : دبیر کانون دفاع از حقوق کودکان


ژیلاایزدی و بردارش قربانیان فقروفلاکت اجتماعی هستند.

خبر وضع حمل دختر بچه ای 13 ساله بنام ژیلا ایزدی و آوردن نوزادی ناخواسته در بهزیستی مریوان ومتهم کردن برادرش به داشتن ارتباط با ایشان واخبار زندانی کردن وسنگساربرای آنان وجدان اجتماعی را درگیر خود کرده است. صرف نظر از صحت و سقم این اتهام ، سوق دادن افکار عمومی در جهت نفرین کردن و نفله کردن این کودکان بسیار ناپسند و غیر انسانی است . این را هر انسان فهمیده ای میداند که کودک قادر به تشخیص و تکلیف نیست و آگاهی کودک بسیار ابتدایی و کودکانه است .این شرایط محیطی و مناسبات اجتماعی است که کودکان را از ارتکاب به هر عملی مصون می دارد یا تشویق می کند. عوامل بسیاری در تربیت و آموزش کودکان دخیل اند . عدم برخورداری از آموزش و پرورش می تواند یکی از عوامل باشد . و... آنچه در پرونده این سه کودک در میان نیست دخیل بودن این عوامل می باشد و تنها از دید عامیانه به مسأله نگاه کردن و قضاوت کردن است . برای افکار عقب ماند ه و غلط شاید همین کافی است که حکم به سلاخی ، سنگساروزندانی کردن این سه کودک دهند . اما برای انسان متمدن همین کافی است که ژیلا و برادرش کودک هستند . از خانواده ای فقیر دست تنک هستند . محروم از آموزش و پروش هستند . انسان هستند. در دفاع از زندگی و تلاش برای کشتن انسان، یکطرف به جهالت حکم به مرگ می دهد ویک طرف برای نجات این سه کودک تلاش می کند. ما همه می دانیم با کشتن این کودکان معصوم نه فسادی از زمین برداشته می شود و نه فلاکت و تباهی از این جامعه رخت بر می بندد. تنها راه انسانی و منصفانه تلاش برای حفظ و تامین زندگی این سه کودک و جلوگیر ی از آسیب رساندن به آنان است . برای نجات این سه کودک باید تلاش کنیم .
 

            مقاله

 دیبا علیخانی


ژیلا اسمی که باید فراموش شود ؟ حتی خودش را هم فراموش کند . این درست که او باید و بخاطر خودش در گمنامی زندگی کند تا از تعبیرها و تفسیرهای اجتماع در امان بماند اما تفسیر اول به غیر از روان شناسی مریض احوال و معلوم الحالی که انسانهای جامعه ما از آن بهره مند ند از چه علم دیگری برمی آید ؟؟ و تازه تکلیف ما با شرایط وحشیانه و خفت باری که این معضل را پدید آورد چیست ؟؟ هنوز علم روان شناسی و جامعه کاوی حاکم بر این اجتماع این تشخیص را نداده که همه ی انسانها تلاش کنند تا شرایط هولناک , نابرابرو توحش زای موجود که علت چنین پدیده هایی است از بین رفته و بدست فراموشی سپرده شود ؟؟آیا این همه قربانی انواع جنایتها, بی مبالاتی ها و عدم آموزشها , ناآگاهیها که اکثریت قریب به اتفاق ریشه در فقر اقتصادی دارد دلیلی بر به سیاه چال سپردن بی عدالتی ها و ایجاد نظام تربیتی هماهنگ و غنی به لحاظ آموزش و پرورش برای همه ی انسانها نیست ؟؟

ژیلا در بهار 70 در خانواده ای 11 نفره بدنیا و تنگدست آمد خانواده اش فارغ از آگاهیهای تربیتی و پرورشی فقط می توانستند از پس سیر کردن شکم بچه ها بر آیند نرمی که در خانواده های پر جمعیت و فرو دست جامعه رایج است . بچه های بزرگتر ترک تحصیل کرده در کنج خانه بودند یا خیابانهای شهردستفروشی می کردند . هیچ کس منتظر تولد او نبود . تولد او بر طبق عادت انسانهایی سهل انگارو خود قربانی صورت گرفت . هیچکس به فضایی که ژیلا برای زیستن نیاز داشت نیاندیشیده بود .  یعنی اصلا به کسی مربوط نبود وفقط پروسه ای تلخ و جانکاه که قلب همه ی ما را تکان داد و سهم لاینفک زندگی او و همه ی بچه های فقیر دیگر است در انتظارش بود . او تا به یاد داشت همه چیزش از تکه نانش تا پتویش را با بچه های دیگر تقسیم کرده بود . او جبرا به سن بلوغ رسید و بسیار دردمندانه تمایلات و خواسته های این سن را که معضل همه کودکان ماست تجربه کرد و به جای نشستن در کلاسهای مدرسه کودک نا خواسته اش را بدنیا آورد . به مادرش از درد جسمی غریبی که داشت شکایت کرد و مراجعه به پزشک { محرم راز !!!} و بلوا به پاکردن او در سطح شهر همان و به پلیس دادن همان تا طی شدن پروسه ی خطر سنگسار از سر گذشتن و شلاق خوردن تا زندگی امروزش در خانه ی سلامت بهزیستی که اتاقهای سرد و ساکتش میزبان اجباری اوست و همنشینی با دخترانی که بار تحقیر و توهین و بی عدالتی جامعه و سر خوردگیهای آن بر پوست و استخوانشان بیرحمانه چنگ انداخته است .

آشنایی من با این خبر شوم از طریق اخبار روز بود و انتشار بیانیه ای حمایتی ازژیلا و برادرش از طریق نشریه جامعه حمایت از زنان و بعد فعالیتم در کمیته ویژه ی دفاع از زندگی ژیلا و برادرش که توسط کانون دفاع از حقوق کودکان در سنندج ترتیب داده شده بود تا دیدارهای بعدی ام با ژیلا به عنوان مددکار و مشاور کودکان کانون که لحظه ای رنگ زرد و غبار گرفته ی او و برادرش از نظردور نمی شود و در جواب کم حوصلگی و ضعف جسمی و روحی اش فقط روزه را بهانه کرد و با لبخندی تلخ بر لبهای خشکیده اش سکوت را اختیار کرد .

این داستان سرنوشت تلخ و واقعی یک کودک و هزاران کودک بی پناه دیگری است که هیچکس مسئول زندگی آنان نیست و جامعه نیز هنوز با دیدگاه سنتی کسانی که کودک را بدنیا می آورند را مسئول میداند . بر هیچ انسان آگاهی پوشیده نیست که والدین خانواده های پر جمعیت بدلیل ناآگاهی و فلاکت ذهنی و فکری , کودکان بی شماری را بدنیا می آورند اما آیا جامعه نباید مکمل آموزشی ,تربیتی و مالی چنین وضیعتی شودتا شکافهای این بین بعدها صورت جامعه را این چنین نخراشد ؟؟ چه کسی مسئول این شرایط است این داستان تلخ نه آغاز و نه پایان چنین سیکل معیوبی است . فقط زنگ بسیار خطری است به آموزش و پرورش , مراکز حمایتی و ارگانهایی که وظیفه ی مددکاری و حمایت انسانهای آسیب دیده ویا در معرض آسیب را بر عهده دارند { نظیر بهزیستی و غیره } و اینکه اهداف و افقهای آنان تا کنون جوابگوی دردهای جامعه امروز نبوده و ضرورت تجدید نظر و بازنگری در اصول حاکم بر این ارگانها بنظر اساسی می رسد و ایجاد قوانینی اصولی و کارساز که طی آن انسانها از برآورده شدن نیازهای اساسی شان بهره مند شده و هر گونه تبعیض و نابرابری و فقر که ریشه ی تمامی مصادیق فساد و تباهی است از بین رفته  و انسانها در کنار یکدیگر , صلح و آرامش و لذت زیستن را تجربه کنند .

 

            اطلاعيه

 

کانون دفاع از حقوق کودکان کمیته ی ویژه ای برای دفاع از زندگی سه کودک مریوانی( ژیلا ایزدی ، نوزاد و برادرش بختیار) تشکیل داد.



این کمیته موظف به انجام فعالیتهای زیر گردید:

1- اخبار و اطلاعات دقیق از وضعیت زندگی این سه کودک و پرونده آنان تهیه تا از طریق کانون در جهت تنویر افکار عمومی برای دفاع از زندگی آنان قرارگیرد.

2- ارتباط و رایزنی با مسئولین و مراجع مربوطه برای حفظ و تامین زندگی این سه کودک در وضعیت مناسب

3- تشکیل جلسات با مردم و کارشناسان همچنین تجمع و تبلیغ بمنظور دفاع از حقوق این کودکان.

4- هماهنگی با تشکل های مدافع حقوق کودکان درسطح داخلی و بین المللی برای دفاع از زندگی این کودکان .

5- درصورت لزوم تعیین وکیل به منظور حمایت از این کودکان با پشتیبانی کانون .

6- همکاری با دبیرخانه کانون در مریوان برای فعالیت مستمر در دفاع از زندگی این سه کودک

7- ارایه خدمات مشاوره و مدد کاری به کودکان و خانواده آنها

8- تلاش برای آزادی ژیلا و برادرش تلاش برای تامین زندگی آنان بدور از هرگونه تحقیر، توهین و تعرض .

روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان

28/7/83

www.kdkoodakan.com